1. با فرا رسیدن عصر هابز Hobbes امورمجردات غیرمادّی (روحانی) از فلسفه جدا میشود. جهان در غالب جسم میرا خلاصه میگردد و متافیزیک از آسمان به زمین باز میگردد.
2. در آکادمیای سدهی چهاردهم میلادی، سنت تفکر غالب همان نهضت اصالت تسمیه The Nominalist Movement یا حرکت اصالت وجود لفظی است.
3. اصولاً از خصوصیات فلسفه جدید غرب نگاه ویژهی آن به انسان است. نگاه فلسفه از آسمان به سمت انسان بر روی زمین دوخته میشود. حیطهی نخست یا همان اندیشه کردن در باب محتویات جهان ممکن غیرمادّی به دانش الهیات Theology سپرده میشود.
4. بقول کارل پیرسون Karl Pearson یک رابطهی علّی میتواند صرفاً توالی منظم بین پدیدهها باشد و نمایانگر هیچ چیز دیگری نباشد. این ادله را در انکار برهان نظم در اثبات واجبالوجود اقامه میکند.
2. در آکادمیای سدهی چهاردهم میلادی، سنت تفکر غالب همان نهضت اصالت تسمیه The Nominalist Movement یا حرکت اصالت وجود لفظی است.
3. اصولاً از خصوصیات فلسفه جدید غرب نگاه ویژهی آن به انسان است. نگاه فلسفه از آسمان به سمت انسان بر روی زمین دوخته میشود. حیطهی نخست یا همان اندیشه کردن در باب محتویات جهان ممکن غیرمادّی به دانش الهیات Theology سپرده میشود.
4. بقول کارل پیرسون Karl Pearson یک رابطهی علّی میتواند صرفاً توالی منظم بین پدیدهها باشد و نمایانگر هیچ چیز دیگری نباشد. این ادله را در انکار برهان نظم در اثبات واجبالوجود اقامه میکند.
8 دیدگاه:
مگر نگفتید که "جهان در غالب جسم میرا خلاصه میگردد" پس چرا در ادامه نوشتید که "متافیزیک از آسمان به زمین باز میگردد!"
متوجه نشدم بالاخره به امور غیر مادی در آن زمان توجه شده است یا امور مادی؟!
رهگذر
مطالب مربوط به لائیسم و سکولاریسم رو خوندم ممنون
میخوام بدونم درست متوجه شدم
لائیسم جدایی دین از سیاست است به طوریکه کاملا دین کنار گذاشتهشده است اما سکولاریسم با دین آرام تر برخورد کرده و به دین تا حدودیو و با مرزهای مشخص مجال وجود داده است؟
اگر اینطور باشه جوامع سکولاریسم موفق ترند ...
سوال دوم - کاری که رضاخان در ارتباط با حجاب کرد به لائیسیته شبیه است نه؟
البته در جامعه ای مثل ایران که خرافه از طریق دین در گوشت و پوست و استخوانش رخنه کرده چه باید کرد؟
واقعا چه باید کرد؟
رهگذر
عرض به خدمت عزیز اندیشمندت اینکه:
1- سابق بر آن اینگونه نبود که متافیزیک به زمین و محتوای آن بیاندیشد. تمامی سئوالهای حاد متافیزیک پیرو وهمیات آسمانی بود. اما پس از هابز و شاید به آرامی داستان تغییر میکند...
2- بله تمام حدس های شما درست است و اینکه ایران شباهت بسیاری از لحاظ فرهنگی به فرانسه دارد. در این دو کشور سکولاریسم عملاً موانع بسیاری برای هموار شدن دارد اما فکر میکنم لائیسم برای هر دو بهتر باشد بویژه اینکه در مورد ایران با توجه به اشاره ی درست شما دیگر چیزی از دین نمانده. بهتر آنکه با این خرافات دینی به جد برخورد شود و از همه زوایای جامعه کنار گذارده شود.
در عالم ذهن محض، ایده ی هر موجود ابدی و ازلی از نظر منطقی غیرقابل پذیرش و متناقض می باشد. طرح دیگری می افکنیم!
چه طرحی؟ (البته هنوز در ابتدای راه خواندن وبلاگ شماهستم فعلا در اکتبر 2005 به سر میبرم...)
رهگذر
جالب بود
کلا وبت و دوست دارم
واسم یه کامنت بذار تا گمت نکنم.
درود بر شما
واقعاً فهمیدن اینجور مسائل برای من یکی خیلی سخته...نیاز به یک ذهن باز و پویا داره...دمت گرم...
چرا دیر به دیر آپ می کنی سهیل جان؟
____________________________
با چادر زندگی چه زیباست!
درود بر شما
اون آدرس بالايي كه باهاش واستون كامنت گذاشتم فيلتر شد.اگه خواستيد به آدرس جديدم بيايد.
ارسال يک نظر