۱۱ دسامبر ۲۰۰۹

از اشاراته السهیلی (9)

1. با فرا رسیدن عصر هابز Hobbes امورمجردات غیرمادّی (روحانی) از فلسفه جدا می­شود. جهان در غالب جسم میرا خلاصه می­گردد و متافیزیک از آسمان به زمین باز می­گردد.

2. در آکادمیای سده­ی چهاردهم میلادی، سنت تفکر غالب همان نهضت اصالت تسمیه The Nominalist Movement یا حرکت اصالت وجود لفظی است.

3. اصولاً از خصوصیات فلسفه جدید غرب نگاه ویژه­ی آن به انسان است. نگاه فلسفه از آسمان به سمت انسان بر روی زمین دوخته می­شود. حیطه­ی نخست یا همان اندیشه کردن در باب محتویات جهان ممکن غیرمادّی به دانش الهیات Theology سپرده می­شود.

4. بقول کارل پیرسون Karl Pearson یک رابطه­ی علّی می­تواند صرفاً توالی منظم بین پدیده­ها باشد و نمایانگر هیچ چیز دیگری نباشد. این ادله را در انکار برهان نظم در اثبات واجب­الوجود اقامه می­کند.

8 دیدگاه:

ناشناس گفت...

مگر نگفتید که "جهان در غالب جسم میرا خلاصه می­گردد" پس چرا در ادامه نوشتید که "متافیزیک از آسمان به زمین باز می­گردد!"

متوجه نشدم بالاخره به امور غیر مادی در آن زمان توجه شده است یا امور مادی؟!

رهگذر

ناشناس گفت...

مطالب مربوط به لائیسم و سکولاریسم رو خوندم ممنون
میخوام بدونم درست متوجه شدم
لائیسم جدایی دین از سیاست است به طوریکه کاملا دین کنار گذاشتهشده است اما سکولاریسم با دین آرام تر برخورد کرده و به دین تا حدودیو و با مرزهای مشخص مجال وجود داده است؟
اگر اینطور باشه جوامع سکولاریسم موفق ترند ...
سوال دوم - کاری که رضاخان در ارتباط با حجاب کرد به لائیسیته شبیه است نه؟
البته در جامعه ای مثل ایران که خرافه از طریق دین در گوشت و پوست و استخوانش رخنه کرده چه باید کرد؟
واقعا چه باید کرد؟

رهگذر

سهیل اسدی گفت...

عرض به خدمت عزیز اندیشمندت اینکه:
1- سابق بر آن اینگونه نبود که متافیزیک به زمین و محتوای آن بیاندیشد. تمامی سئوالهای حاد متافیزیک پیرو وهمیات آسمانی بود. اما پس از هابز و شاید به آرامی داستان تغییر میکند...
2- بله تمام حدس های شما درست است و اینکه ایران شباهت بسیاری از لحاظ فرهنگی به فرانسه دارد. در این دو کشور سکولاریسم عملاً موانع بسیاری برای هموار شدن دارد اما فکر میکنم لائیسم برای هر دو بهتر باشد بویژه اینکه در مورد ایران با توجه به اشاره ی درست شما دیگر چیزی از دین نمانده. بهتر آنکه با این خرافات دینی به جد برخورد شود و از همه زوایای جامعه کنار گذارده شود.

ناشناس گفت...

در عالم ذهن محض، ایده ی هر موجود ابدی و ازلی از نظر منطقی غیرقابل پذیرش و متناقض می باشد. طرح دیگری می افکنیم!

چه طرحی؟ (البته هنوز در ابتدای راه خواندن وبلاگ شماهستم فعلا در اکتبر 2005 به سر میبرم...)

رهگذر

یهدا گفت...

جالب بود
کلا وبت و دوست دارم
واسم یه کامنت بذار تا گمت نکنم.

ساقی گفت...

درود بر شما
واقعاً فهمیدن اینجور مسائل برای من یکی خیلی سخته...نیاز به یک ذهن باز و پویا داره...دمت گرم...

یهدا گفت...

چرا دیر به دیر آپ می کنی سهیل جان؟
____________________________
با چادر زندگی چه زیباست!

ساقي گفت...

درود بر شما
اون آدرس بالايي كه باهاش واستون كامنت گذاشتم فيلتر شد.اگه خواستيد به آدرس جديدم بيايد.