گفته شد که خواجه نظام الملک سه سده قبل از ماکیاولی عیناً بر اساس زندگی سیاسی خود واقعگرایی تجربی در امر سیاست را سرلوحه درک مفاهیم کلان زندگی قرار می دهد که این نگرش نیز بکل در "سیاستنامه" وی روشن و مبرهن است. درست همانند "شهریار" که ماکیاول رئیس دولت صاحب قدرت را همواره خطاب قرار می دهد، "سیاستنامه" پر است از نصایح حکومتی چرا که به گفته مولف اصولاً برای همین منظور توسط بالادستان به خواجه حکم شده است.
در مقدمه کتاب که محمد مغربی منشی ویژه ملکشاه سلجوقی[۱۰۷۲-۱۰۹۲ میلادی] تحت عنوان "گزارش مولف کتاب" سخن خواجه نظام الملک طوسی را انشاء می کند می نویسد که «بسیار فایده اندر این کتاب است: چون بخوانند و به کار دارند، ثواب هر دو جهانی به حاصل آید.» چنین نگاهی خبر از آن دارد که مطالعه در کل ثواب دو جهانی برای آدمی به ارمغان می آورد.
اما در فصل دوم "احوال مردم و گردش روزگار" به طرح موضع خود می پردازد که دست بر قضا بسیار مترقی و امروزی است. می گوید چنانچه دولت صالحه و نیکویی که به درستی خیر و صلاح مردم خویش را ارج نهد و بدان کوشا باشد، در مملکتی برقرار باشد آنگاه قیاس علم و دانش نیز برای مردم عیان می گردد که چه دانشی بجویند و خود را به شمع چه علمی روشنایی بخشند. بطور کلی دانش چون شمعی است که روشنایی بخش راه انسان از ظلمات و تاریکی می باشد و به چراغ دانش، انسان نیازمند هیچ مشاور و راهنمایی نیست که بهترین مشاور را با خود به همراه دارد.
در مقدمه کتاب که محمد مغربی منشی ویژه ملکشاه سلجوقی[۱۰۷۲-۱۰۹۲ میلادی] تحت عنوان "گزارش مولف کتاب" سخن خواجه نظام الملک طوسی را انشاء می کند می نویسد که «بسیار فایده اندر این کتاب است: چون بخوانند و به کار دارند، ثواب هر دو جهانی به حاصل آید.» چنین نگاهی خبر از آن دارد که مطالعه در کل ثواب دو جهانی برای آدمی به ارمغان می آورد.
اما در فصل دوم "احوال مردم و گردش روزگار" به طرح موضع خود می پردازد که دست بر قضا بسیار مترقی و امروزی است. می گوید چنانچه دولت صالحه و نیکویی که به درستی خیر و صلاح مردم خویش را ارج نهد و بدان کوشا باشد، در مملکتی برقرار باشد آنگاه قیاس علم و دانش نیز برای مردم عیان می گردد که چه دانشی بجویند و خود را به شمع چه علمی روشنایی بخشند. بطور کلی دانش چون شمعی است که روشنایی بخش راه انسان از ظلمات و تاریکی می باشد و به چراغ دانش، انسان نیازمند هیچ مشاور و راهنمایی نیست که بهترین مشاور را با خود به همراه دارد.
«... و چون حال دولت چنین است که گفته آمد، اندازه دانش و شناختن رسوم
نیکو بر قیاس دولت بُود. و دانش چون شمعی باشد که بسیار روشناییها از آن شمع
افروخته باشند، و مردمان بدان روشنایی راه یابند و از تاریکی بیرون آیند، و او
را هیچ مشیری و راهنمایی حاجت نباشد...» (سطوح ۶۴ تا ۶۷)
1 دیدگاه:
1. به رسمیت نشناختن قوه عقل و خرد در وجود تک تک آدمیان همواره برخی را به نصایح گویی واداشته است.2. نصیحت و آموزش هر شیوه و فن حکومتداری همانند پدری است که هر روز به فرزند خود یک ماهی می دهد در حالی که یاددادن ماهی گیری بسی بهتر و کارآمدتر است. 3.سخنان خواچه هیچ وقت به تدوین سیاست نامه ای جامع کمک نکرد زیرا خطاب به شخصی مشخص بود. کاش به جای تدوین چنین کتابی خواجه کتابی می نوشت که همچون قانون برای دیگر پادشاهان الزام آور می نمود.
ارسال يک نظر