۹ نوامبر ۲۰۱۰

پا در بنیاد و سر در تجدد...

جهان پیش رو با تمامی خصلتهای دگرگونه و گهگاه کاملاً متضاد با سنّت، مغایرت اساسی با ارزشهای بنیادگرایانه مذهبی دارد. بنیادگرایی مذهبی از زاویه دید سنت گرایان محصول عصر حاضر و جهان اخیر است. اینان معتقدند بطوریکه تجدد باعث رخداد پدیده ای گردیده است که اکنون به بنیادگرایی مذهبی شناخته می شود و پیش از فرا رسیدن عصر تجدد در سده شانزدهم میلادی چنین مفهومی نیز موجود نبوده است. شاید برای اثبات این ادعا تنها بتوان به اعصار تجدد آغازین سفر کرد اما در مقابل ادله سنت گرایان، اهل تجدد نظر دیگری داشته اند.

اعتقاد اهالی تجدد بر این است که جهان فرای رنسانس و اصلاح دینی فضایی بسیار متفاوت از آبشخور فکری اعصار پیشین آفرید که در آن هر آنکس قرائتی تمامیت خواه و مطلق نگر نسبت به مذهب می داشت دیگر به نام نوینی خوانده می شد و آن چیزی جز بنیادگرایی مذهبی نبود. در عصری که نگاه حداقل یا (مینیمال Minimal) به عرصه دین هم وارد شده است و امر قداست طی فرایند افسون زدایی از جهان از امر دین رخت بر بسته است، نمی توان معتقد به نگاه مطلق در امر دین بود و سپس مدعی شد که این بنیادگرایی مذهبی نخواهد بود. تجدد چیزی را هویدا نکرده است. تجدد تنها ذهنیت انسانها را تغییر داده است. در قالب ذهنیت متجدد، بد یا خوب، درست یا غلط، مذهب چون مابقی مفاهیم جهان عینی امر ثانوی است بر اصل یا شریان روزانه حیات. این نگرش صد البته مغایر با تفسیر سنت از جهان قدیم است.
این بلاگ نوشت قاطعانه در مقام ارزش داوری نبوده و با احترام به آزادی فکر و عقیده نگاشته شده است.

0 دیدگاه: